'آینه سیاه' فصل 5 باید آخر آن باشد

چه مدت می تواند نشان می دهد مانند آینه سیاه ، که در حال حاضر زندگی چندین در انگلستان و امریکا زندگی می کنند، هر دو به عنوان یک ملک فرقه و به عنوان یک محبوب بسیار محبوب، باقی می ماند؟ بدیهی است که به نظر نمی رسد خیلی طولانی تر باشد، هرچند خالق چارلی بروکر و کاندولیزا از استعداد او می خواهم شما را به فکر کردن در غیر این صورت. این نمایش، بسته به اینکه چگونه تصمیم به پایان دادن دارد، به احتمال زیاد به عنوان یکی از مهمترین برنامه های سال 2010 خواهد افتاد. آن، توصیه نمی شد که Zone Reboot Zone Twilight Zone در اوایل امسال منتشر شود، وارث واقعی ترسناک روسترلینگ از وحشت وجودی بود و آن را تحت تاثیر قرار دانستن برای حداقل دو فصل اول آن. آینه سیاه که تازه در سال 2011 به نمایش گذاشته شد، در سال 2011 به نمایش گذاشته شد، چرا که درخشش عناصر محبوب دیستوپیک را به آینده ای پر از شگفت انگیز از تکنو وحشت تبدیل کرد.

سه قسمت در فصل 5 (این کوتاه ترین فصل نمایش از آن زمان به Netflix در سال 2015 می رسد) به این میراث به همان اندازه که آنها نیمی از آن را گسترش می دهند، زندگی نمی کنند. اگر چه عناصر آشنا بیگانگی و ناامیدی در اینجا وجود دارد، به نظر می رسد که خود را نشان می دهد که خود را در میان رقابت سنگین – اگر نه کاملا به خوبی اجرا – از دست داده است. نشانهای متعدد، نه تنها منطقه گرگ و میش میزبان اردن Peele، در حال گرفتن یک قطعه از آنچه سیاه آینه آغاز شده است. اما در آخرین تکرار خود – در اولین بار از قسمت از فیلم Bandersnatch فیلم تعاملی ترفند نشان بروکر است که به سختی از بسیاری از تقلید کننده های آن بهتر است. می توان استدلال کرد که هرچند فصل 3 و 4 (دو اول پس از حرکت به Netflix) هر دو قسمت های عالی در ترکیب داشت، کیفیت شیب در زمانی که نمایش Channel 4 باقی مانده بود اعمال می شد. با فصل 5 چنین غم انگیز دیگر موضوع بحث نیست.

آخرین فصل با “Striking Vipers” آغاز می شود، که آنتونی مککی را به عنوان دنی، یک مرد متاهل خسته که از اشتیاق عاشقانه جدید رد می شود، ستوده است. همسرش Theo (نیکول باری) نیز از خودپندگی طلب استقبال می کند و از او می خواهد که در نقش بازی نقش بسزایی داشته باشد، اما تنها به طور موقت، جرقه های خود را تسریع می کند. یک روز در یک کباب، او با دوستش کارل (یحیی عبدالمطن دوم)، یک لیسانس است که او را به یک بازی واقعیت مجازی جدید به نام Striking Vipers معرفی می کند. در بازی، تمام احساسات تکرار شده اند و دنی و کارل بدن های فیزیکی جنگجویان خود، لنس و روکست (Ludi Lin و Pom Klementieff) را در نظر می گیرند. آنها شروع به جنگ می کنند و بعد از یک لحظه بوسیدن را شروع می کنند. یک رابطه شروع شده است، هرچند که با مرزهای اخلاقی پیچیده است.

آنتونی مکی به عنوان دنی و یحیی عبدالمطن دوم به عنوان کارل در قسمت “The Striking Vipers”.

(© Netflix / IMDB )

به طور غیرقابل توضیح، جنس دنی و کارل در بازی به یک مرز تازه از شور و شوق نزدیک می شود، به طوری که کارهای مشکوکی درونی بازی، نوعی فرار است که برای هر مردی در دنیای واقعی قابل دستیابی نیست. دنی در دنیای واقعی دور می شود و در نهایت Theo با او مواجه می شود. او به پایان می رسد، اما می داند که یک درگیری واقعی با کارل در افق است.

این یک مفهوم جالب است که به ما مسائل مربوط به جنسیت، رضایت و وفاداری را به ما می دهد، و در عین حال، در نهایت، این چیزی است که کمی بیشتر از داستان روایی سنتی که در لباس های با تکنولوژی بالا پوشیدن دارد. چند سوال واضح – چه انگیزه ای برای شروع به بوسیدن؟ اگر دنی شخصیتی در این بازی داشته باشد، چرا کارل بیشتر در مورد جنسیتش آشکارا اشتباه می کند؟ چرا رابطه جنسی مجازی بهتر از رابطه جنسی واقعی است؟ – به سختی مورد بررسی قرار می گیرند و متاسفانه، Theo، پروکسی مخاطب، کمی بیشتر از یک فرشته بر روی شانه دنی را به او می گوید که کاری درست انجام دهد.

دنی و کارل در نهایت روی یک داستان عاشقانه بالقوه در دنیای واقعی بین آنها عمل می کنند، اما این قسمت تقریبا به طور کامل از درام واقعی یک مرد مستقل است که اولیای خود را در نظر می گیرد. بدین ترتیب، “غافلگیرانه از طرفداران” ناراضی است، و نمی تواند روشن نوار بالای آن را برای خود تنظیم کند.

این رویکرد نوسان و ماندگار به دو قسمت بعدی ادامه می یابد، متأسفانه. در “Smithereens”، یک راننده خودکشی ریدر Chris (اندرو اسکات) یک کارآموز (Damson Idris) را از دفتر لندن یک شرکت رسانه ای اجتماعی بین المللی می کشد. او قبل از اینکه توسط پلیس دستگیر شود، او را به حوزه خالی تعقیب می کند. با تکان دادن اسلحه، او به مدت طولانی از پلیس می خواهد برای شرکت مخابرات اجتماعی خود، به نام اسمیتئرین، تماس برقرار کند. آنها از او خواسته اند که به این موضوع برسند، اما او از لحاظ قانونی خودداری می کند تا با بیلی بئور (Topher Grace) مدیرعامل، که در یک عقب نشینی خاموش 10 روزه در یوتا است صحبت کند.

انوروی رایس به عنوان راشل در “راشل، جک و اشلی بیش از” آینه سیاه (2019)

(© Netflix / IMDB )

در قسمت سوم، “راشل، جک و اشلی تاو”، یک دختر نوجوان به نام راشل (Angourie Rice) سرگرمی را با ستاره پاپ اشلی O (مایلی سایرس) برای مبارزه با بیگانگی بودن بچه جدید در مدرسه (او خواهر جک، که توسط مدیسون داونپورت بازی می کند، به جای آن موهایش را سیاه رنگ می کند و به موسیقی راک گوش می دهد). اما در طرف دیگر شیشه، اشلی O نیز از فرار فرار می کند، در مورد وی از عمه و مدیر اجیرش، کاترین (سوزان پورفار)، که هر جنبه ای از موسیقی و شخصیت او را کنترل می کند.

راشل هنگامی که عکسی برای یک عروسک جدید به نام Ashley Too میبیند، شخصیت واقعی اشلی را به یک دختر زیبا و زیبا مانند Furby مانند یک کلاه گیس صورتی تسخیر میکند. پدر بیقراری او یکی را خریداری می کند و به زودی تمام وقت خود را با عروسک می گذراند و او را متقاعد می کند که خودش را باور کند و در نمایش استعداد مدرسه انجام دهد. در همین حال، کاترین مواد مخدر را اشلی O پس از خواندن خاطرات خود و او را به یک کومه، و بیشتر تسریع در گرفتن او در حرفه ستاره پاپ است.

هر دو اپیزود، هر چند کاملا متفاوت هستند، از بین می روند، زیرا آنها خودداری می کنند شخصیت های منحصر به فرد و قابل توجهی را به یاد بیاورند. تقریبا غیرممکن است که اسمشان را کریس، راشل، جک بیاورید – با توجه به اینکه سرعت آنها از حافظه پس از تکمیل قسمت ها کاهش می یابد. این تقصیر بازیگران نیست اسکات، معروف ترین بازی در نقش ماریاری در شرکای بی بی سی، ماریارد را به کریس می دهد و هر دو با هم مخالفت می کنند، اما داستان او خیلی باحاله است که واقعا یک علامت را ترک کند. گریس، که در سالهای دهه 70 نمایش داده شده است ، به طرز ماهرانه ای بازی می کند و از لحاظ ظاهری جورج دورتسی خنده دار باوئر می تواند داشته باشد، اما زمان نمایش به اندازه کافی برای واکنش نشان داده نمی شود. برنج، داونپورت و کوروش – دو استعداد جوان امیدوار کننده و یکی از بزرگترین ستارگان جهان – نیز برای نقش های متفاوتی که در اینجا قرار دارند، بسیار با استعداد هستند.

اگر بروکر تصمیم بگیرد که برای فصل 6 مهمات به اندازه کافی وجود داشته باشد، میراث آینه سیاه قطعا رنج خواهد برد. این امر کاملا منطقی است که 2019 – آخرین سال دهه – همچنین باید سال گذشته برای یکی از بهترین نمایش ها در سال 2010 باشد. برای ادامه این کار به تماشاگرانی که از ابتدای نمایش با آن مواجه شده اند ناراحت خواهند شد. اما بروکر، که هر قسمت از نمایش را می نویسد، قطعا انجام نمی شود و یا “لغو”، اگر او تصمیم نمی گیرد. این یک داستان تلویزیونی قدیمی به عنوان زمان است، واقعا: مسیر آسان را انتخاب کنید و پول بیشتری به دست بیاورید یا اینکه با ایجاد چیزی واقعا جدید برای سال 2020 به خطر بیفتید؟

مقالات مرتبط در سراسر وب

از مقالات سایت شما

 

٪ item item_read_more_button ٪٪