جشن گرفتن طلاق من (همجنسگرا)

برابری ازدواج به معنای برابری طلاق است و من احساس غرور و غم و اندوه از تقسیم من از شوهرم دارم.

استیون پترو

کایلی ویتمن

یادداشت سردبیر: این مقاله بخشی از یک سریال درباره جنبش همجنسگرایان و 50 سالگرد قیام Stonewall است.


در 25 آگوست 2013، من گفتم “من” را به جیم، همکارم نه ساله که تبدیل به “شوهر قانونی شوهرم شدم” گفتم. دوست و افسر، فرد سیلورمن، اعلام کرد: “با ازدواج امروز، بیانیه قدرتمند به یکدیگر، خانواده و دوستان خود و مهمتر از همه – به جهان بزرگتر “. سپس ما قولهای ما را دادیم، بی اعتنایی مبادله حلقه را انجام دادیم، و با دوستان عزیز ما به عنوان شاهدان، گواهی ازدواج را امضا کردیم. من با عشق، و با افتخار سرشار شدم.

در همان زمان، سیاست عروسی ما بر من غلبه نکرد. من نمی خواستم “همجنسگرا” باشم؛ من می خواستم ما را مانند یک زن دیگر ازدواج کنیم، از شما بسیار سپاسگزارم. من می خواستم ما را مانند دیگر زوج های متاهل در خانواده هایمان و شهرمان به رسمیت بشناسیم. من می خواستم ما را در سرشماری بعدی در میان همه زوج هایی که تصمیم به گفتن “من دارم” شمرده می شود.

تقریبا پنج سال بعد، جیم و من طلاق گرفتیم و به اندازه کافی کنجکاو بودم، پس از آن احساس افتخار کردم. طلاق ما، من فکر می کنم، تا حد زیادی به عنوان مشروعیت برابری ازدواج به عنوان عروسی ما.

مانند بسیاری دیگر از نسل من، هرگز فکر نکردم که بتوانم از «شوهرم» و «دوست داشتن، مراقبت از او و حمایت از او» ازدواج کنم، همانطور که در تعهداتمان قرار می دهیم. اعلامیه عروسی ما در The New York Times اجرا شد ، همانطور که برادر و خواهر من، و همچنین افتخار والدین و سیاستم، به عنوان یک پروکسی برای برابری جدید و جدید ما بود.

من هنوز در کالیفرنیا سخنان افسران خود را به یاد دارم، به خصوص به این خاطر که زبان عشق – که جرأت می کند نام آن را فریاد بزند – بخشی از آنچه اتحادیه ما آنقدر ویژه ای را ساخته است. (برابری ازدواج تا آن زمان به دولت طلایی رسیده بود، اما دو سال دیگر پیش از آنکه دیوان عالی کشور قانون زمین را در Obergefell v. Hodges به تصویب برساند، اعلام کرد.) فرد اشاره کرد که چگونه ازدواج “ما را برابر با در نظر گرفتن از مؤسسات اجتماعی، دوستان و خانواده – به هر دوست دیگر و متعهد. “من دوست داشتم زمانی که فرد، با اشاره به شوهرش، جرارد، به حزب عروسی گفت:” ازدواج می تواند به عنوان یک منبع غرور در راه به ظاهر کوچک اما جسور تبدیل شود. برای مثال، هر زمان که جرارد را معرفی می کنم یا جعبه متاهل را در فرم های مختلف بررسی می کنم، فکر می کنم، بله، این است که ما … شما می توانید آن را دوست یا نه . ”

دو ماه بعد، جیم و من یک پذیرایی عروسی شلوغ را در خانه کارولینای شمالی برگزار کردیم – با تست های بیشتر و یک کامیون مواد غذایی. طبق گفته موسسه ویلیامز، یک محقق متشخص بر روی جنسیت، ما به عنوان اولین زوج همجنسگرا ازدواج کردیم که دقیقا پیشگامان آن نیستند، اما در ابتدای آن، نزدیک به 600،000 زوج همجنسگرا ازدواج کرده اند. جهت گیری و قانون هویت جنسیتی و سیاست عمومی.

در هفته ها و ماه ها پس از پذیرش، دوستان و همسایگان ما، نه با پذیرش، بلکه با نامهای جدید ما مبارزه کردند. ما دیگر “همکاران”، “همراهان” و “دوستان” (آخرین استفاده با استفاده عمدی از نقل قول های هوایی) دیگر نبودیم و آنها به آرامی به “شوهران” ما می گفتند. چنین زبان در ابتدا طبیعی نبود، زیرا خیلی ناآشنا بود (صادقانه، این نیز برای جیم و من بود.)

یکی از همسایگان بعدی ویرجینیا اسمیت بل، در رابطه با جیم به عنوان شوهرم چنین افتخاری کرد. همانطور که بعدا توضیح داد، پس از آنکه دیگر زوج های مرد همجنسگرا در شهر با هم روبرو شدند، “من دوست دارم فکر کنم که دوستان من که شوهر دارند، می توانند کمی در اعتبار سنجی در شنیدن این اصطلاح برای انتخاب آنها استفاده کنند. این نیست که اعتبار سنجی مورد نیاز است. این فقط یک جایزه دوست داشتنی است. ”

با گذشت زمان اولین سالگرد عروسی ما، با هدیه ای از کاغذ که نشان دهنده ابتکار شکننده و خفیف یک ازدواج است، تقریبا تمام اعصاب و اعصاب زبان شناسی جامعه ما به پایان رسید. احساس غرور می کردم وقتی که همسایگان ما را به عنوان “ازدواج” معرفی کردند. من نیز غرور خود را در مورد ما، سرمایه گذاری خود را در ما به عنوان یک زن و شوهر متاهل شناختیم.

در زمستان سال 2017، جیم و من به طور قانونی از هم جدا شدند، و یک سال بعد ما به صفوف رسمی از زوج های مخالف و همجنسگرای طلاق در ایالات متحده پیوستیم.

اما مردم اطراف ما از زبان اصیل جدایی و طلاق برای توصیف آنچه که ما انجام می دادند استفاده نمی کردند، بلکه به بحث در مورد این موضوع پرداختند. دوستان ابراز غم و اندوه خود را نسبت به “تقسیم ما” و یا این واقعیت است که ما “شکسته شد.” من تعجب کردم که من چنین زبان بی احترامی را یافت، و من در مجله من در آن زمان نوشت: “این شکاف نیست . این جدایی است یک چیز قانونی برای این که اتفاق می افتد، وزن و تاریخ به وجود می آید. “من می خواستم به رسمیت شناخته شده توسط قانون به همه طلاق ها احترام گذاشته شود و احترام گذاشتم – همانطور که توسط زبان و از دوستان و خانواده ما اندازه گیری می شود. (من نیز نمی خواستم به عنوان “divarce همجنسگرا” شناخته شود، همانطور که برخی از دوستانم شروع به فراخوانی کردند.) چهار سال پیش، من با newlyweds شناسایی شدم؛ در حال حاضر که من یک طلاق بودم، من خواستم معادل شناخت وضعیت من بود.

من این فرصت را به عنوان فرصتی برای دادن طلاق خود به یک لحظه قابل آموزش، مخصوصا زمانی که به زبان رسمی رسید، که یکی از راههای انتقال احترام و تساوی است. من حس تازه ای از مشروعیت ازدواج ما را احساس کردیم. هر فرد احمق می تواند “شکستن” باشد. نوجوانان “تقسیم” تمام وقت. زوج های متاهل طلاق می گیرند ما نمیتوانستیم انگشتانمان را بشکنیم و قولهایمان را پاک کنیم.

همانطور که معلوم شد، بسیاری از دوستان ما به طور مستقیم و همجنسگرایان فکر نمی کردند قوانین طلاق را به زوج های همجنسگرایان اعمال کنند. فرد هرتز، یک وکیل متخصص در قانون خانواده همجنسگرای کالیفرنیا، به من گفت: «آنچه که واقعا برای بسیاری از مشتریان من تعجب آور است، هیچ قانون مجزا برای همجنسگرایان وجود ندارد. قانون طلاق همجنسگرای متداول در مورد همه ازدواج زوج ها، همجنسگرا و یا راست. ”

همان نهاد مزایای همان مجازات های مشابه

مثل بسیاری از طلاق های دیگر، ما خودمان را ناراحت کردیم. ازدواج ما به موجودی ها و صفحات گسترده کاهش یافت. ما وکلای خود را استخدام کردیم تا دارایی های خود را به طور صحیح تقسیم کنیم، طبق قانون. بدون مسائل مربوط به مراقبت از کودک به مسائل پیچیده، ما با جک راسل تریر و اعمال علیه ما مبارزه کردیم.

اما از طریق این روند تخلیه، من به وضوح دیدم که ازدواج من توسط دولت به رسمیت شناخته شده است. ما مجبور شدیم از همان فرایند وحشیانه عبور کنیم که همه زوج های طلاق انجام می دهند. این دیدگاه به من افتخار کرد – حداقل در روزهای خوب.

در روزهای دیگر، حس نارسایی شخصی به شدت به من اهمیت داد. من خیلی دوست داشتم دوست برنادت اسمیت، برنامه ریز عروسی همجنسگرای محترم، که پس از پنج سال ازدواج، از همسرش جدا شده بود احساس کردم. او به من گفت: “این تکان دهنده و ویرانگر بود، و من خیلی شرم داشتم، به خصوص [به خاطر] کار من”. من هم یک طرفدار بسیار عادی برای ازدواج همجنسگرایانه بوده ام و از اینکه پس از ازدواجش به پایان رسید، به من گفتم که من قبیله ام را از بین ببرم، از اینکه من قبیله ام را فرار کردم، ترسیدم. این همکارش افزود: “من همچنین ازدواج های همجنسگرا را به عنوان یک دلیل برای گفتن می گویم:” ببینید، ما به شما گفتیم ازدواج تنها برای یک مرد و یک زن است. “” البته هاگ واش، اما احساسات همیشه منطقی نیستند.

در 10 آوریل 2018 جیم ایمیل خود را از طرف وکیل خود به همراه موضوع “شما متشکر!” به من داد، به ویژه در مورد فرمان نهایی کتک خوردن که به من گفتند: “اوراق قرضه ازدواج که وجود دارد بین احزاب حل و فصل شده و شاکی طلاق مطلق از متهم اعطا می شود. ”

من در حال حاضر در استخر قدم زدن هستم و اخیرا با کسی در یک برنامه دوستیابی صحبت کردم که پس از هشت سال از شوهرش طلاق گرفته بود. او به من گفت، “من واقعا افتخار می کنم. من تصمیم می گیرم که به آن نگاه کنم. من می خواهم طلاق بگیرم جامعه ما از آن طرف چیزهایی محافظت شده است، اما بخشی از این معامله است. شما فقط نمی توانید شکست بخورید … دارایی ها وجود دارد … پشتیبانی از دوشادوشه … همه چیزهای دیگر وجود دارد. ”

ممکن است زشت باشد، اما طلاق فقط به همان اندازه که ازدواج است بخشی از حقوق و مسئولیت هایی است که با برابری ازدواج می آیند. من به راحتی می توانم از آزادی خود برای ازدواج لذت ببریم، اما آزادی طلاق بعضی وقت ها به کار می رود. همراه با عمیق غم و اندوه در مورد پایان ازدواج من، من بالاخره افتخار افتخار می دانم که دانستن راه سخت طلاق این است که میلیون ها زوج – بدون تعریف لازم – قبلا راه بروند.

ما می خواهیم به آنچه شما در مورد این مقاله فکر می کنید بشنوید. نامه ای به سردبیر ارسال کنید یا به letters@theatlantic.com بنویسید.

 

٪ item item_read_more_button ٪٪