چگونه یک هندی وحشتناک در مورد لباس قرمز قاتلانه ، به یک طنز هوشمندانه از مصرف گرایی بدل شد

هنگامی که پیتر استریکلند ، فیلمساز مستقل بریتانیایی ، کار ساخت فیلمنامه جدید را در سال 2015 آغاز کرد ، احساس دلتنگی می کرد. او به تازگی فانتزی S&M و تحسین برانگیز سال 2014 را نوشته و کارگردانی کرده است دوک بورگوندی ، و او می خواست فیلم بعدی خود را در یک فروشگاه بزرگ متمرکز کند ، اما از دیدگاه کودکی اش باشد. div>

“فروشگاه های بزرگ به خودی خود چنین وضعیت عالی بودند. من هنر آنها را دوست دارم. ” “من سعی کردم از یک دیدگاه کودک استفاده کنم که در آن ، به عنوان یک کودک ، شما نمی دانید چه چیزهای زیادی انجام می شود. شما نمی دانید که یک شخص گنگ به کجا منتهی می شود. “

اما این هیچ سفر سرخوشی به خط حافظه نبود. یادآوری استریکلند از مغازه های پراکنده که درگیر ماجرای خونریزی مانکن ها ، جادوگران فروش شرور و لباس قرمز قاتلانه است – کابوس ترسناک سورئالیست که در پارچه است.

“شتاب سنج ؛ اتوپلاپ ؛ رسانه رمزگذاری شده ؛ ژیروسکوپ ؛ تصویر در تصویر” اجازه oembed “width =” 525 “>

استریکلند می گوید:” این یک دنیای بسیار پیشگیرانه است. ” “اما در این میان ، شما به دنبال ناآشنایی در آشنا هستید.”

در پارچه از شیلا (بازیگر کهنه کار بریتانیایی ماریانا ژان باپتیست) پیروی می کند ، یک مطلقه 50 نفری که شروع به فرو بردن انگشت پا به عاشقانه می کند. هنگامی که آگهی دوستیابی وی در این روزنامه به برخی از پاسخ ها رسید ، او خواستار یک تبلیغ تلویزیونی ناآرام برای فروش انفجار در یک فروشگاه محلی ، دشتلی و سوپر است ، و برای افزایش اعتماد به نفس ، لباس جدیدی را خریداری می کند. همانطور که معلوم است ، گل سرخ خونین نفرین شده است و هیچ کاری متوقف نخواهد شد تا هرکسی که آن را بپوشد وحشت ، ویرانی و مرگ را تحمیل کند.

در سینماها امروز (و بنا به درخواست 10 دسامبر) فیلم ادای احترام می کند به فیلم های ترسناک ایتالیایی دهه 60 و 70 از داریو آرژانتو و ماریو باوا ، در حالی که کلاه خود را به عنوان کفش قرمز کلاسیک سال 1948 نوک تیز ، یک اقتباس شدید از یک افسانه در مورد یک رقاصه است. قربانی یک جفت کفش دارای اشاره گر قرمز می شود. اما در پارچه هیچ کار حذفی نیست. اگرچه در دهه 90 تنظیم شده است ، بازتابی شگفت آور از زمان ماست.

ماریانان ژان باپتیست به عنوان شیلا در در پارچه . [عکس: حسن نیت ارائه دادن A24]

این فیلم به طرز ظریفی در مضامین موضوعی چون مرگ خرده فروشی های آجر و ملات و آنتروپی مصرف گرایی گره می خورد که در متن وحشت ، بیشتر می شود. نگران کننده است.

تخمین زده می شود که تا پایان سال جاری ، حداکثر تا 12،000 فروشگاه در ایالات متحده ممکن است بسته شود. در انگلیس ، نرخ جای خالی در امتداد” خیابان بلند “معروف کشور در ماه ژوئیه مناطق خرید 10/3 درصد بود که بالاترین میزان آن در چهار سال گذشته است. جکسونز کرنر ، بخش فروشگاه در زادگاه شهر ریدینگ استریکلند که منبع الهام او برای در پارچه بود ، که در سال 2013 پس از 138 سال مشاغل تعطیل شد.

“این یکی نبود قصد اصلی ، اما قطعاً وقتی من آن را می نوشتم ، می توانستید احساس کنید که خیابان عالی به فضای خالی از سکنه تبدیل شده است ، “او می گوید. “بنابراین عنصری از این گذشته گمشده وجود داشته است – این است که آینده ، شاید ، افرادی که در انبارها [برای خرده فروشان آنلاین] کار می کنند ، روز به روز رایج تر می شوند.”

در پارچه در سال 1993 تنظیم شده است ، اما به نظر می رسد دنیای فروشگاه های بزرگ از دهه 1800 هنوز با فروشندگان فروشگاه (مانند خانم Miss Luckmoore فاطمه محمد) در لباس ویکتوریا ایستاده است. و با قرار دادن فیلم در گذشت pred گذشته ، همه چیز بدخیم ، استریکلند نقطه ورود مناسبی را برای تجربه ی آشنایی شیلا پیدا کرد.

فاطمه محمد به عنوان خانم لکموور در در پارچه . [عکس: حسن نیت ارائه دادن A24]

“او می گوید که من این ایده را برای معرفی شخصیت در یک قلب تنهایی [روزنامه] داشتم.” “بدیهی است با Tinder ، این اتفاق نمی افتد ، اما با آن صندوق کوچک ، شما اینقدر فضای کم دارید که خودتان را بفروشید و آنچه را که می خواهید از شخص دیگری بگویید. این نوع دو چیز حیاتی است که شما باید در چنین فضای کوچکی منتقل کنید. “

گرچه تصور کردن در پارچه به عنوان یک داستان بیش از حد هشدار دهنده وسوسه انگیز است. در برابر وحشت های مصرف گرایی شایع ، این هرگز قصد استریکلند نبود.

“فکر می کنم شاید به طور ناخودآگاه [آن پیام] در آنجا بوده است.” “[ در پارچه ] به ایده هایی در مورد میل ، چگونگی فروش میل می شود. بنابراین این درگیر مصرف گرایی است ، اما من نمی خواهم درباره آن قضاوت کنم. بسیار مهم است که لباس را به عنوان این فرشته انتقام جویانه نبینید. فکر می کنم بیشتر از این که بخواهم هرگونه اظهار نظر یا اظهار نظر بکنم ، این یک طنز گمراه کننده بود. “

٪٪ مورد_read_more_button ٪٪